آنچه که باید در مورد فروید بدانیم.
زیگموند فروید ، پزشک وینی ، به درمان بیماران مبتلا به انواع نشانه های عصبی مثل توهمات ، ترس ها ، فلج ها می پرداخت، بیمارانی که به نظر نمی رسید که اختلال های آنها مبنای جسمانی داشته باشد.
فروید بین دو اصطلاح « روان ترکیب گری » و « روان تحلیل گری » ، نام روان تحلیل گری را انتخاب کرده است.
روان تحلیل گری فروید ، بر دو سازه ی فکری بنیادی در قالب دو غریزه یا کشش با مبنای بدنی استوار است. دو غریزه یا کشش را ابتدا غریزه ی جنسی و غریزه ی تخریب نامید و سپس با گسترش مفاهیم پایه و جامعیت بخشیدن به آنها اصطلاحات «غریزه ی زندگی» و «غریزه ی مرگ»
غریزه ی زندگی : غریزه ای که فرد را به فعالیت و سازندگی و همجوشی فرا می خواند.
غریزه ی مرگ : غریزه ای که فرد را به رکود و نیستی می کشاند.
*نظریه ی روانی جنسی فروید :
فروید متوجه شد وقتی از بیماران خواسته می شود تا آزادانه در مورد حوادث و رویدادهای زندگیشان صحبت کنند ، هیجان های سرکوب شده ی آنها به سطح هوشیاری کشانده می شود و نشانه های آنها از بین می رود او بر اساس این یادآوری ها ، انگیزه های ناهشیار بیماران را مورد بررسی قرار داد و نظریه ی روانی جنسی را مطرح کرد.
به اعتقاد فروید زمینه ی اصلی شخصیت در شش سال اول زندگی شکل می گیرد.(نحوه کنترل انگیزه های جنسی و پرخاشگری فرزندان در چند سال اول زندگی توسط والدین، بر رشد آنها تاثیر می گذارد).
اثر فروید یک اثر پس رویدادی است.
از مشاهده مستقیم کمتر استفاده کرده است.
فروید از طریق بازسازی زندگی شخصی خودش به این روش درمانی رسیده است به عبارت دیگر اثر فروید بر مبنای خودتحلیل گری است.
اثر فروید برمبنای روانشناسی مرضی است یعنی برمبنای مطالعه افراد نابهنجار به دست آمده نه افراد بهنجار.
کشاننده ها : محرک هایی هستند که از درون به فرد فشار وارد می کنند و در واقع با آنچه ما به آنها نیاز می گوییم مطابقت دارد و در نتیجه هیچ راه فراری از آن ها وجود ندارد.
غریزه : در مورد رفتارهایی به کار برده می شود که نه تنها موروثی اند بلکه هدف و جریان ثابت و مشخصی دارند.
اولین نظام ساختاری مطرح شده توسط فروید ، سه سطح از ذهن آدمی را شامل می شود : 1-ناهشیار(ناخودآگاه) 2-هشیار(خودآگاه) 3-نیمه هشیار(پیش آگاه).
ناهشیار ناحیه ی تاریک روانی است امیال سرکوب شده و خصوصا امیال جنسی در این ناحیه قرار دارد – افکار ناخودآگاه فقط به شکل نمادین وارد خودآگاه می شوند – در کنترل اراده نیستند و به قوانین زمان و مکان محدود نمی شوند – منطقه ناهشیار براساس اصل لذت است –
هشیار مجموعه چیزهایی است که فرد در لحظه ی معین از آن ها آگاهی دارد – محتوای موجود در سطح هشیار قابل دسترس است –
نیمه هشیار شامل ادراک و شناخت هایی است که در حوزه هشیاری قرار ندارند اما با اندکی توجه به حوزه هشیاری وارد می شوند –
فروید بعدها در نظریه خود تجدید نظر کرد و سه ساخت بنیادی دیگر را تحت عنوان بن (نهاد) ، من (خود) ، فرامن (فراخود) عنوان کرد.
بن ( نهاد ) تاریک ترین و نفوذناپذیرترین بخش شخصیت است – مخزن همه غرایز است – ارضا نیازهای بن بر اساس فرایند نخستین است – قدیمی ترین پایگاه روانی است و شامل هر آنچه از راه وراثت به دست آمده ، می باشد – بن ( نهاد ) تابع اصل لذت است – ناهشیار و زیربنای شخصیت هر فردی است.
من ( خود ) وظیفه من همتراز کردن فرد با واقعیت است – تابع اصل واقیت است و بر اساس فرایند ثانوی عمل می کند – ساخت من از شناخت و دفاع تشکیل شده است – اگر من نتواند تعارض بین بن (نهاد) و واقعیت را حل کند حالات مرضی در فرد ایجاد می شود.
فرامن ( فراخود ) ارزش های اجتماعی و ارزش های والدین است که برای فرد *درونی شده است (*درونی شدن یعنی اینکه ارزش ها و نگرش های اجتماعی بخشی از شخصیت فرد می شود) – فرامن شامل خودآرمانی و وجدان اخلاقی است – 3 مرحله اساسی دارد : سانسور کردن . مشاهده گری . آرمانی سازی .
فروید معتقد بود در دوران کودکی ، تکانه های جنسی در نواحی مختلف بدن تمرکز پیدا می کنند و منظور از تکانه های جنسی هر چیزی است که لذت جسمی ایجاد کند فروید اصطلاح لیبیدو ( زیست مایه ی روانی ) را برای این زمینه مطرح کرده است.
5 مرحله روانی – جنسی فروید : 1-دهانی 2-مقعدی 3-آلتی 4-نهفتگی 5-تناسلی
مرحله دهانی ، مقعدی و آلتی مراحل پیش تناسلی نامیده می شود.
دهانی : (سال اول زندگی) = کلا صرف گرفتن می شود ، گرفتن غذا و اطلاعات – ناحیه ی شهوت زای این مرحله ناحیه ی دهانی _ لبی است.
6 ماه اول زندگی را فروید خود دوستداری نخستین یا مرحله اتکایی نامیده است.
تعارض مرحله ی دهانی از شیر گرفتن است.
اگر نیازهای دهانی در این مرحله به طور مناسب برآورده نشود عادت هایی چون : شست مکیدن و ناخن جویدن ، مداد جویدن ، پرخوری و سیگار کشیدن در افراد پرورش پیدا می کند.
مقعدی : (سال دوم زندگی) = این مرحله ، مرحله تسلط و مهار کردن است ، در این مرحله کودکان از نگه داشتن و رها کردن مدفوع خود لذت می برند – ناحیه شهوت زای این مرحله ناحیه ی مقعد و مخاط مقعد است.
اگر در این مرحله والدین توقع بیش از حد و یا برعکس توقع کمی داشته باشند عادت هایی چون حساسیت یا ولخرجی ، مقید بودن یا گشادگی ، لجبازی یا تسلیم شدن ، نظم یا شلختگی ، خوش قولی یا تاخیر در افراد پرورش پیدا می کند.
آلتی : (3 تا 6 سالگی) = تکانه های نهاد به اندام های تناسلی منتقل می شود و کودک از تحریک آلت تناسلی لذت می برد – تعارض اُدیپ در مورد پسرها و تعارض الکترا در مورد دخترها واقع می شود – بچه ها میل جنسی به والد جنس مخالف احساس می کنند – آن ها برای اجتناب از تنبیه از این میل دست می کشند و در عوض ، ویژگی ها و ارزش های والد همجنس را می پذیرند – در نتیجه فرامن شکل می گیرد و هر بار که کودک از معیار های آن تخلف کند احساس گناه می کند.
نهفتگی : (6 تا 11 سالگی) = غرایز جنسی در این مرحله خفته می مانند و فرامن رشد بیشتری می کند – کودک از بزرگسالان خارج از خانواده و از بازی با همسالان همسن خود مهارت های تازه ای یاد می گیرد – نکته اصلی این مرحله وسواسی شدن نسبی شخصیت است.
تناسلی : (نوجوانی) = بلوغ جنسی باعث می شود که تکانه های جنسی مرحله آلتی دوباره ظاهر شوند – اگر رشد در مراحل قبلی خوب پیش رفته باشد به زندگی زنانشویی ، روابط جنسی پخته و به دنیا آوردن فرزندان و پروردن آنها می انجامد.
