آنچه که باید در مورد اِریکسون بدانیم.

آنچه که باید در مورد اِریکسون بدانیم.

اریک اریکسون یکی از پیروان فروید است که به نوعی نظریه ی فروید را گسترش و بهبود بخشید.

اریکسون در نظریه روانی_اجتماعی خود بر این امر تاکید کرده است که، «من» صرفا نقش میانجی گری بین خواسته های من و فرامن را بر عهده ندارد، بلکه نیروهای راهگشای رشد است.

نام اریکسون با اصلاح بحران هویت تداعی می شود ، زیرا به مساله ی تلاش نوجوانان برای کسب هویت و بحران ناشی از آن بسیار پرداخته است.

اریکسون یک نظریه پرداز روانکاو است و معتقد است که :

*انسان دارای غرایز اساسی است.

*رشد، فرایند مرحله ای است، بنابراین او رشد را «ناپیوسته» در نظر می گیرد.

*مراحل رشد تحت تاثیر «رسش زیستی» هستند.

شخصیت انسان شامل سه بخش نهاد ، خود و فراخود است.

 

مراحل تحول در نظریه ی اریکسون :

تحول از نظر اریکسون عبارت است از انحلال تعارض هایی که از برخورد خواسته های درونی و بیرونی به وجود می آیند.

هشت مرحله روانی_اجتماعی اریکسون :

مرحله اول : اعتماد در برابر بی اعتمادی (تولد تا یک سالگی)

مطابق با مرحله دهانی فروید

کودک در این مرحله با دیگری رابطه برقرار می کند ،نخستین رابطه با مادر است ، تا نیازهایش را تامین کند

اولین رابطه ی عاطفی اگر خوب برقرار شود ،برای کودک یک حس ایمنی ایجاد می شود که اعتماد به دنیای بیرون را ممکن می سازد. احساس ایمنی ، شرط هر نوع پیشرفت بعدی است.

اگر احساس ایمنی برای کودک ایجاد نشود او نمی تواند استقلال پیدا کند ، نسبت به خود هشیار گردد و به اکتشاف دنیای بیرونی بپردازد.

اریکسون ، تاکید فروید بر تغذیه را در خلال سال اول زندگی قبول دارد اما او معتقد است که آنچه در این مرحله اهمیت دارد ، کمیت غذا یا تحریک دهانی نیست بلکه کیفیت والدین یا مراقبان است که اهمیت دارد.

حاصل هر مرحله دستیابی به یک نیروی بنیادی است. نیروی بنیادی مرحله ی دهانی دستیابی به امید است.

*اگر رشد فرد فقط جنبه ی مثبت داشته باشد ، رشد ناسازگار می شود و منجر به نوروز (روان نژندی) می گردد.

*اگر رشد فرد فقط جنبه ی منفی داشته باشد ، باعث رشد بدخیم می گردد و زمینه ساز بیماری های (روان پریشی) می شود.

مرحله دوم : استقلال عمل (خودمختاری) در برابر شرم و تردید (1 تا 3 سالگی)

مطابق با مرحله مقعدی فروید

به محض این که کودک شروع به راه رفتن می کند و به استقلال دست می یابد ، با «اجبارهای اجتماعی»روبرو می شود.

در این مرحله ، کودک میل به تنهایی عمل کردن دارد و تمایل به استقلال خود را با مخالفت  کردن ها و نه گفتن ها نشان می دهد.

خودمختاری زمانی شکل می گیرد که والدین امکان انتخاب آزاد معقول را به کودک بدهند.

نیروی بنیادی حاصل از این مرحله «اراده» است.

به عقیده اریکسون شرم و شک از آگاهی در مورد انتظارات اجتماعی و فشارها ناشی می شود. شرم یعنی این احساس که شخص به چشم دیگران خوب جلوه نمی کنند.شک نیز از این واقعیت ناشی می شود که شخص آنقدرها هم نیرومند نیست و دیگران می توانند او را کنترل کنند.

 

مرحله سوم : ابتکار در برابر احساس گناه (3 تا 6 سالگی)

مطابق با مرحله آلتی فروید

ابتکار در این مرحله به استقلال حاصل از مرحله قبل ، جهت می دهد کودک خود را در مقابل وظیفه معینی قرار می دهد ، دست به اکتشاف محیط می زند و تخیلات و کنجکاوی هایی از خود نشان می دهد.

اریکسون دوره 6-3 سالگی را دوره ی «شکفتن عمیق» می نامد.

این مرحله مرحله ای است که کودک از خودمختاری و احساس امنیت در مورد جداشدن از والدین برخوردار شده است ، لذا کمتر ساز مخالف می زند.

واژه ی ابتکار ، به معنی اتکا به خود ، شجاعت و بلندپروازی است

این مرحله ، همزمان با عقده ادیپ و همانندسازی با والد همجنس است.

از نظر اریکسون ، پیامدمنفی اوایل کودکی ، فرامن بسیار خشک است.

بر حسب نظریه ی اریکسون تقویت شدن از سوی همسالان ، پشتیبانی والدین و تشویق هایی که کودک در اولین کوشش هایش دریافت می کند ، می توانند به کودک در تشکیل تصویری مثبت از خود و ایجاد یک شخصیت مستحکم کمک کنند.

 

مرحله چهارم : کارایی (تحقق عمل) در برابر احساس حقارت (6 تا 11 سالگی)

مطابق با مرحله نهفتگی فروید

این سن ، سن مدرسه آغاز آموزش رسمی و زمانی است که کودک آماده پذیرش محیط اجتماعی شده است.برای اینکه کودک از نظر اجتماعی مورد تایید باشد باید چیزی تولید کند ، بنابراین فعالیت هایی که بزرگسالان انجام می دهد را انجام می دهد ، اگر فعالیت تولیدی کودک با ارزش تلقی شود احساس کارآیی و لیاقت در او ایجاد می شود ، در غیر این صورت احساس حقارت شکل می گیرد.

به طور خلاصه در این مرحله به دست آوردن تایید براساس تولید ، یادگرفتن راه و رسم تحقیق و اثبات توانمندی اتفاق می افتد.

نیروی بنیادی حاصل از این مرحله ، دستیابی به «شایستگی» است.

 

مرحله پنجم : هویت در برابر سردرگمی هویت (نوجوانی)

مطابق با مرحله تناسلی فروید

در این مرحله بحران های 4 مرحله ی قبل احیا می شوند و هویت فرد متزلزل می شود ، نوجوان در جستجوی هویت یا من خویشتن ، تعارض های قبلی را از نو تجربه می کند و با والدین درگیر می شود.

اریکسون اولین کسی بود که هویت را به عنوان دستاورد مهم شخصیت نوجوانی و گامی مهم به سوی تبدیل شدن به فردی ثمربخش تشخیص داد.

تشکیل هویت عبارت است از مشخص کردن این که چه کسی هستید ، برای چه چیزی ارزش قائلید و چه مسیری را می خواهید در زندگی دنبال کنید.

اریکسون معتقد بود نوجوانان در جوامع پیچیده ، دچار «بحران هویت»می شوند که عبارت است از یک دوره ی موقتی سردرگمی و پریشانی که قبل از به توافق رسیدن در مورد ارزش ها و اهداف ، آن را تجربه می کنند.

پیامد منفی این دوره سردرگمی هویت است.

نیروی بنیادی حاصل از این مرحله ، دست یافتن به «وفاداری»است.

 

مرحله ششم : صمیمیت در برابر انزوا (دیگرآمیزی در برابر مردم گریزی) (جوانی ، 20 تا 40 سالگی)

صمیمیت ایجاب می کند که افراد تا حدودی از استقلالی که به تازگی به دست آورده اند ، دست بکشند و هویت خود را مطابق با ارزش ها و تمایلات دو نفر ، نه فقط خودشان توصیف کنند. افراد بدون صمیمیت با پیامدهای منفی مرحله ی اوایل بزرگسالی مواجه می شوند ، یعنی تنهایی و در خودفرورفتگی.

در این مرحله فرد ظرفیت عشق واقعی را پیدا می کند. عدم موقیت در ایجاد  پیوند و رابطه صمیمی منجر به انزوا و کناره گیری فرد از دیگران می شود ، انزوا ممکن به خودشیفتگی نیز منجر شود.

یکی از امکانات این مرحله ، «تعهد» یعنی ظرفیت پیگیری بی کم و کاست ارزش ها ، آرمان ها ، روابط پایدار است.

نیروی بنیادی حاصل از این مرحله ، دستیابی «عشق» است.

برخی افراد به خاطر سرخوردگی قبلی نمی توانند روابط صمیمی برقرار کنند و بین دیگران منزوی می مانند.

 

مرحله هفتم : زایندگی در برابر رکود (پدیدآورندگی در مقابل راکدماندگی) (میانسالی ، 40 تا 65 سالگی)

در این دوره فردی احساس زندگی موفقیت آمیز دارد که اشخاصی مورد محبت در اطراف خود داشته باشد و از به ثمر رساندن فعالیتی در جامعه خشنود باشد.

پیامد منفی در این مرحله ، «رکود» است.یکی از مخاطرات این دوره ، غوطه ورماندن در خودمیان بینی و بی ارزش دانستن خود است.

پیامدهای منفی این مرحله ، «رکود» است.

نیروی بنیادی حاصل از این مرحله ، «مراقبت» است.

ورود به دوره ی میانسالی ، به معنای آن است که انسان جزء گروه سنی افرادی می شود که جامعه را اداره می کنند و این امر خود متضمن قدرت رهبری و مسئولیت است.

اشتغال ذهنی اصلی دوره میانسالی پاسخ به سوال من واقعا چه می خواهم ؟ است.

 

مرحله هشتم : تمامیت (انسجام من) در برابر ناامیدی (پیری ، 65 سالگی به بعد)

نگاه عمومی به این مرحله ، منفعل و بی مصرف بودن است.

اگر فرد از زندگی گذشته اش رضایت داشته باشد و فکر کند آن طور که باید زیسته است به تمامیت و انسجام رسیده است

اگر از زندگی گذشته اش ناراضی باشد دچار ناامیدی می شود.

نیروی بنیادی حاصل از این مرحله ، دستیابی به «خرد» است.

اگر فرد از استعدادهای خود استفاده کند ، توانایی یادگیری و حافظه ، پایدار می ماند