نوجوانان دارای اختلال یادگیری نیز شکست تحصیلی را تجربه می کنند و علائم آن نقص شناختی و نقص در زبان می باشد.
مرسر، چالش های زیر را برای این گروه فهرست نموده است:
– کسب اطلاعات از مقالات
– دریافت اطلاعات از متون دوره ی دبیرستان
– عملکرد در آزمون های تستی و پاسخ های نوشتاری
– کارکردن به صورت مستقل
– به کارگیری مهارت شناختی برای سازماندهی یک تکلیف و خودارزیابی
– تعامل مناسب با معلم و سایر هم کلاسی ها در کارهای گروهی و اجرای دستورها
– نقد پذیری، تحمل فشار گروه و نشان دادن رفتار مناسب
– تلاش و انگیزه.
نوجوانان علاوه بر اینکه با تغییراتی در محیط مدرسه ی خود مواجه می شوند، تغییرات دوران بلوغ را نیز تجربه می کنند.
بیشترین تغییرات در حیطه های جسمی، روانی، شخصیتی و شناختی اتفاق می افتد. آنها نسبت به تغییرات ظاهری خود حساس بوده و احساس حقارت می کنند. گرچه معمولاً مشکلات در حیطه های اجتماعی – هیجانی تداوم دارد ولی مطالعات امکان بهبود در مفهوم خود دانش آموزان را نشان داده است.
بندر در سال 1987 بیان کرد که دید نوجوانان نسبت به خود در محیط مدرسه متفاوت از سایر محیط ها می باشد. آنها ممکن است به علت عدم موفقیت در مدرسه احساس خوبی نسبت به خود نداشته باشند ولی در خارج از مدرسه احساس مثبت تری نسبت به خود پیدا کنند.
همچنین بندر ( 1992 ) معتقد است مشکلات تحصیلی در دوران مدرسه منجر به مشکلات شخصیتی در آنها می شود و ناخشنودی از زندگی را در آنها به وجود می آورد که در نهایت منجر به مشکلات روانی مانند احساس عدم صلاحیت، عدم کفایت، محرومیت و خشم می شود. همچنین موجب وابستگی این افراد به دیگران می گردد. نقص شناختی در دانش آموزان تا سنین نوجوانی ادامه می یابد و در توجه، حافظه و مهارت های حل مسئله ی او تأثیرگذار است.



