آنچه باید در مورد آنافروید بدانیم

آنافروید دختر زیگموند فروید ، زندگی خود را وقف روان تحلیل گری کودکان کرد.

روان تحلیل گری کودکان را آنافروید بنیان نهاد.

به نظر آنافروید ، «من» برای مهار کردن اضطراب از مکانیسم های دفاعی استفاده می کند، این اضطراب ها در سه موقعیت ایجاد می شوند :

1-ترس فرامن: سرچشمه ی «اضطراب اخلاقی» است اضطراب اخلاقی به صورت احساس گناه یا شرمساری بروز می کند و ناشی از احساس خطر از جانب وجدان اخلاقی است.

اضطراب اخلاقی از درگیری بین بن و فرامن ایجاد می شود

2-ترس از خطرات واقعی: اضطراب عینی و ناشی از واقعیت دنیای خارج است مثل ترس از جنگ ، بیماری و یا حیوانات

اضطراب اختگی را هم می توان مثال زد.

این اضطراب بین من و واقعیت است.

3-ترس از قدرت کشاننده ای: این ترس از تعارض بین بن و من است ، زمانی که کودک متوجه می شود بین خواسته های غریزی بن و انتظارات جامعه و والدین تعارض وجود دارد مثلا دوره ی بلوغ ، یائسگی ، دوره ی ادیپی می توان این ترس را مشاهده کرد.

 

مکانیسم های دفاعی

«من» برای سرکوب کردن هر کدام از انواع اضطراب و جهت تبدیل کشمکش ها و اضطراب هایی که در ساخت شخصیت وارد می شوند ، از هستند.

مکانیسم های دفاعی مطرح شده توسط آنا فروید :

1-سرکوبگری (supperession)  : از نظر فروید این مکانیسم سنگ بنای همه ی مکانیسم هاست یعنی به منزله یک کنش عمومی دفاعی دستگاه روانی است بدین نحو که قسمت های کاملا مجزایی از زندگی عاطفی را از حوزه هشیاری بیرون می راند.

2-واپس روی (بازگشت) (repression)  : عبارت است از بازگشت فرد به یک رفتار ، خیال یا گفتار در گذشته. در واقع در مکانیسم واپس روی ، فرد می خواهذ از یک شیوه رفتاری فرار کند ، بنابراین به رفتاری در گذشته روی می آورد تا نطلوبتر جلوه کند.

مثل خوابیدن ، خواب دیدن ، سیگار کشیدن ، گاز کرفتن انگشت ، کودکانه حرف زدن ، مست کردن ، پرخوری ، قانون شکنی ، خشم و عصبانیت.

3-تشکل واکنشی (واکنش سازی) (reaction formation) : عبارت است از سرمایه گذاری معکوس انرژی کشاننده ای روی موضوعی مجاز. مثلا ممکن است فردی که واقعا به چیزی تمایل دارد ، در ظاهر نشان دهد که به چیزی مخالف آن علاقه دارد.

4-مجزاسازی (ایزوله کردن) (isolation)  : در این مکانیسم ، فرد هرگونه تجسم آزاردهنده را از قلمرو عاطفی خود جدا می کند و از هر گونه تماس با آن اجتناب می نماید

5-انکار (denial)  : این مکانیسم به منزله ی فرایند عالی است که در آن ، فرد آنچه را که به وجود آورده است ، از بین می برد. در این جا فرد هرگونه رفتار ، اعامال یا افکاری را که یادآور وقایع آزاردخنده در گذشته است ، به منزله رویدادهایی که اصلا وجود نداشته اند در نظر می گیرد. مثلا مرگ عزیر خود را انکار می کند و طوری رفتار می کند که انگار او زنده است.

6-فرافکنی (projection)  : در این مکانیسم ، در وهله اول تجسم آزاردهنده یک کشاننده حذف می شود . در وهله دوم ، این محتوا تغییر شکل می یابد و در وهله سوم این محتوا تغییر شکل یافته به یک شی ء بیرونی و یا به یک شخص دیگر نسبت داده می شود.

مثلا فرد ویژگی را که خود از داشتن آن متنفر است ، به دیگری نسبت می دهد.

7-درون فکنی (introjection)  : فرد ، تصویری از دیگری را در خود درون فکنی می کند و با آن همانندسازی می کند. ارزش های فرد دیگری را درون خود جای می دهد و سعی می کند که شبیه او باشد.

8-بازگشت علیه خود (turning on the self)  : در این مکانیسم موضوع کشاننده مطرح است ، یعنی تبدیل شدن از آزارگر به آزارپذیر به منظور بازگرداندن آزارپذیری به خود تا اضطراب فرد کاهش پیدا کند.

9-واکنش تضاد : عبارت است از معکوس کردن کشاننده

10-والاگرایی (sublimation)  : در این مکانیسم کشاننده های تهاجمی و جنسی خود را در قالب والاگرایی نشان می دهد ، یعنی به سمت مناسباتی که مورد پسند جامعه است سوق پیدا می کنند.

 

کتاب «من و مکانیسم های دفاعی» آنا فروید ، برای خواندن پیشنهاد می شود.

مکانیسم های دوران نوجوانی

1-ریاضت طلبی (asceticism)  :

الف ) در این مکانیسم ، فرد نوجوان تمام کشاننده های جنسی خود را طرد می کند و از همه چیزهای لذت بخش اجتناب می کند.

ب ) این مکانیسم با دوباره فعال شدن عقده ی ادیپ و احساس گنهکاری ناشی از آن ارتباط دارد.

ج) مکانیسم ریاضت طلبی ، مرحله ی مقدماتی سرکوبگری و فرایندی ابتدایی تر و ناپخته تر  از سرکوبگری است ، چرا که سرکوبگری در زمینه ای خاص انجام می شود اما ریاضت طلبی به تمام ارضاهای کشاننده ای پشت پا می زند.

2-عقلی سازی (rationalization)  :

الف ) در این مکانیسم فرد نوجوان به جای این که از کشاننده ها فرار کند ، به آنها توجه و رغبت تشان می دهد این توجه ، توجهی کاملا عقلی و انتزاعی است.

ب ) عقلی سازی به فرایند متصل کردن کشاننده ها با محتوای تجسمی می پردازد تا بدین ترتیب کشاننده ها در سطح مهار کردن قرار بگیرند.

ج ) هدف اصلی این مکانیسم این است که عواطفی را که نوجوان خطرناک می شمارد در فاصله نگه دارد.