تعریف لجبازی
پافشاری فرد بر روی افکار و تصمیماتش، لجبازی گفته می شود.
علت لجبازی کودکان
اولین علت لجبازی کودکان را می توان درخواست های غیر معقول آن ها دانست. کودکان به دلیل آن که هنوز درک کاملی از محیط پیرامون و روابط علت و معلولی موجود در نظام زندگی ندارند، نمی توانند بسیاری از مسائل را درک کنند. به عنوان مثال شاید در نیمه شب از شما رفتن به شهر بازی یا سینما را طلب کنند. یا در مثالی دیگر از شما بخواهند که یکی از ستارگان آسمان را برایشان تهیه کنید. گرچه در ذهن بزرگسالان، عدم تامین این موارد کاملا بدیهی است، اما از نظر کودکان این چنین به نظر نرسیده و سبب بروز لجبازی در آن ها می شود.
دومین علت شایع برای لجبازی کودکان را می توان زیاده خواهی آن ها برشمرد. کودکان به دلیل همان درک ناقصی که در بخش قبل اشاره کردیم، برایشان بسیاری از مسائل قابل فهم نیست. لذا بسیار پیش می آید که در مورد غذا، لباس، اسباب بازی و … میزان زیادی را طلب کنند، گرچه از عهده ی خوردن، پوشیدن و بازی کردن با آن ها برنخواهند آمد، اما در ابتدای کار تمام سعی خود را می کنند تا مالک همه ی آن ها شوند. در اکثر مواقع نیز با ممانعت غیر اصولی اطرافیان مواجه شده و لجبازی در آن ها پرورش می یابد.
سومین علت لجبازی کودکان نیز عدم تمایل به انجام وظایف می باشد. این که کودکان تمایلی به انجام کارهای شخصی خود نداشته باشند و بخواهند که همه ی آن ها را والدینشان به عهده بگیرند کاملا قابل تصور است. مسلما کودکان ترجیح می دهند به جای آن که اتاق خود را مرتب کنند، آن را به هم بریزند. به جای آن که لباس خود را بپوشند، این لباس توسط مادر به آن ها پوشانده شود.
در مورد غذا خوردن و سایر مسائل نیز همین امر صادق است. حتی ممکن است هنگام بازی و نقاشی از والدین بخواهند که نقاشی را کشیده و کاملا رنگ کنند و خود تنها تماشاچی باشند. در واقع آن ها ترجیح می دهند تا کارهای راحت تر را انجام داده و همواره مشغول بازی باشند. اما به هیچ وجه پذیرفتنی نیست که همه ی وظایف یک کودک را والدین او به عهده گرفته و او هیچ مسئولیتی را به عهده نگیرد.
اما علت دیگر لجبازی کودکان، بیان خواسته ها به صورت غیر مستقیم می باشد. کودکان در بسیاری موارد به دلیل آن که والدین فرصت کافی برای آن ها ندارند و یا توجه کافی به آن ها نمی کنند از لجبازی و بهانه گیری به عنوان حربه ای برای جلب توجه والدین استفاده می کنند. بنابراین شاید در پس لجبازی کودکان، نیازهای ناشناخته ی آن ها پنهان شده باشد.
در بسیاری از موارد نیز دیده شده کودک لجباز بدون آن که از لجبازی درک درستی داشته باشد و آن را درست یا غلط، خوب یا بد بداند از آن به عنوان سنگ محک واکنش اطرافیان استفاده کرده تا بداند در مواقع مختلف آن ها چه رفتاری از خود نشان می دهند.
علائم کودک لجباز
لجبازی کودکان باعث بروز علائمی در آن ها می شود که زنگ خطر لجبازی را به صدا در می آورد. این کودکان حتی برای انجام کارهای ساده و روزمره نیز والدین خود را به ستوه آورده و حاضر به انجام آن نمی شوند. به عنوان مثال برای مسواک زدن و یا پوشیدن شلوار بعد از رفتن به دستشویی، انرژی زیادی از والدین گرفته و باز هم موفقیتی حاصل نمی شود.
این کودکان دارای اختلال خلق هستند که معمولا دلیل مهمی هم ندارد. رفتارهایی دیگر از جمله جیغ و فریاد، داد زدن، پا کوبیدن به زمین در کودکان لجباز شایع است و این رفتارها در محیط های خارج از منزل و در انظار عمومی بیشتر نمود پیدا می کند. ابراز خشم نیز از دیگر علائم لجبازی کودکان بوده که با بزرگتر شدن وی، با نافرمانی نیز آمیخته می شود.
دقت کنید که پافشاری کودکان لجباز برای رسیدن به هدف در همه ی موقعیت های زمانی و مکانی ادامه دارد و هیچ چیز جلوی آن را نمی گیرد و با رشد کودک نیز شدیدتر می شود.
خصوصیت کودکان لجباز
این کودکان به صورت خشن و تندی تمایل به استقلال دارند. گرچه از سنین خاصی همه ی کودکان نیاز به استقلال را درون خود کشف کرده و آن را پرورش می دهند. اما در کودکان لجباز این امر بسیار با خشونت و استبداد صورت می گیرد. در واقع به گونه ای ابراز استقلال می کنند که استقلال سایرین را سلب می نمایند.
کج خلقی در این کودکان بیش از سایرین دیده می شود. کودکان لجباز به دلیل تمایلات خاص خود و این که حرف خود را درست یا غلط به کرسی نشانند، از هر ابزاری استفاده می کنند. کج خلقی ابتدایی ترین سلاح کودکان برای رسیدن به اهدافشان می باشد. چرا که طبق تحقیقات به عمل آمده، یکی از ناراحت کننده ترین و عصبانی کننده ترین صداها و رفتارهای موجود در طبیعت، صدای گریه، نق زدن، غر زدن و هر آن چیزی است که کج خلقی کودک را نشان می دهد. کودکان نیز در طول تاریخ از این موضوع بهره گرفته و با کج خلقی و لجبازی از والدین خود باجگیری می کرده اند.
کودکان لجباز هنگام انجام کارهای مورد پسند خود بسیار وظیفه شناس می باشند. کودکانی که به سختی، کارهای روزمره و ساده ی خود را انجام داده و والدین خود را حتی برای پوشیدن یک لباس، درمانده کرده اند، هنگامی که کار مورد علاقه ی خود را انجام می دهند، به یک باره تغییر کرده و بسیار سر به راه و مقید به انجام وظیفه عمل می کنند.
در اکثر موارد مانند یک رئیس رفتار می کنند. این کودکان برای آن که لجبازی خود را نشان داده و از انجام هر کاری سرپیچی کنند، سعی دارند تا خود را رئیس و سرگروه نشان دهند تا دیگر کسی قادر به دستور دادن به آن ها نبوده و همه تنها از آن ها اطاعت کنند. چرا که فقط به این صورت است که می توانند یک به یک به بهانه های خود افزوده و هر لحظه خواسته ی جدیدی داشته باشند.
کودکان لجباز هر کاری را با هر سرعتی که بخواهند جلو می برند. بنابراین به زمان بندی و فرصتی که در اختیار آن ها قرار می دهید توجه چندانی ندارند. برای مثال زمانی که همه ی شما آماده هستید و قصد رفتن به خارج از منزل را دارید، او هنوز در حال بازی میان خانه است بدون آن که لباس های خود را پوشیده باشد. یا هنگامی که به پیاده روی رفته اید، بسیار جلوتر از شما یا عقب تر از شما حرکت کرده و علاقه ای به هم سرعت شدن با شما ندارد.
اما مهم ترین ویژگی و خصوصیت این کودکان را باید نیاز شدید به توجه و دیده و شنیده شدن دانست. ریشه ی تمام رفتارهایی که با نام لجبازی کودکان شناخته می شوند، نیاز به توجه شدید می باشد. بسیاری از کودکان به دلیل آن که توجه مثبت اطرافیان را به حد مطلوب در اختیار ندارند، از طریق وجوه منفی توجه آن ها را برمی انگیزند تا جایی که حتی تنبیه فیزیکی را برای جلب توجه به جان می خرند.
سن لجبازی
به طور کلی لجبازی کودکان از سن یک سالگی یا به اصطلاح عامیانه سن نوپایی کودک آغاز می شود. اما رفته رفته در سنین دو تا سه سالگی به اوج خود می رسد. در واقع همان زمانی که کودک قادر است ویژگی لجبازی را در خود کشف کرده و پرورش دهد. در همین سنین است که کودک متوجه می شود که رفتارهای مختلف او سبب واکنش های متفاوتی از سوی والدین و سایر اطرافیان خواهد شد.
لذا برای آن که عکس العمل ها را در شرایط گوناگون مورد آزمون قرار دهد، از حس لجبازی خود استفاده می کند. می توان گفت بدین وسیله حس کنجکاوی کودک ارضا می شود.
تا اینجای کار روندی طبیعی در حال طی شدن می باشد اما اگر این وضعیت از حالت نرمال خارج شود و با افزایش سن و نزدیک شدن به سنین دبستان کاهش نیابد و به عکس اضافه هم شود، بسیار نگران کننده خواهد بود.
لازم به ذکر است که لجبازی کودکان در اولین فرزند هر خانواده بیشتر دیده می شود. چرا که والدین از فرصت بیشتری برای تربیت او بهره مند هستند و حساسیت بیشتری نیز روی فرزند نخست خود دارند.
راه های درمان لجبازی
درمان لجبازی کودکان بسیار مهم و ضروری است. چرا که نه تنها باعث آسیب به خود کودک بلکه سبب ایجاد مشکلات روحی برای والدین آن ها نیز می شود زیرا همان طور که گفتیم تحمل کج خلقی های کودکان کار بسیار سخت و طاقت فرسایی می باشد. در همین راستا روش های درمانی زیادی برای لجبازی کودکان وجود دارد که توسط بسیاری از روان شناسان خبره قابل ارائه بوده و در صورت نیاز، مراجعه به آن ها بسیاری از مشکلات را رفع خواهد کرد.
در ضمن بچه ها آینه های تمام قد زندگی پیرامون خود هستند. بنابراین زمانی که شاهد بگومگوهای والدین خود باشند و جر و بحث های همیشگی آن ها را مشاهده کنند، دور از ذهن نیست که در مواجهه با شرایط مشابه، لجبازی آن ها نمود پیدا کند. بنابراین بهتر است در صورتی که میان والدین اختلافاتی وجود دارد آن را به دور از چشم کودک حل نمایند و یا برای درمان و رفع مشکل از یک مشاور زوج درمانگر و جلسات زوج درمانی بهره بگیرند.
راه های کنترل و برخورد با لجبازی
حفظ آرامش خود: گرچه رویارویی و تحمل لجبازی کودکان کاری دشوار و عصبی کننده است، اما بهتر آن است که در این گونه مواقع خود را کنترل کرده و به جای آن که هر گونه واکنشی از خود نشان دهید، از یک تا ده شمرده یا یک لیوان آب بنوشید. چرا که در غیر این صورت نه تنها مشکل شما حل نمی شود، بلکه شدت بیشتری هم پیدا می کند. در ضمن این نکته را هم بدانید که لجبازی کودکان به هیچ وجه نشانگر کم هوشی آن ها یا بد بودن والدین آن ها نیست، پس آرامش خود را حفظ کنید.
بی توجهی کامل به لجبازی کودکان: همان طور که گفتیم علت اصلی بیشتر لجبازی های کودکان، جلب توجه است. حتی جلب توجه منفی نیز باعث تشدید لجبازی می شود. بنابراین از هر گونه عصبانیت، دعوا و خشم و یا حتی اخم پرهیز کرده و طوری رفتار کنید که گویی اصلا کارهای منفی کودک ندیده و نشنیده اید. به هیچ وجه در راستای آرام کردن کودک نیز تلاش نکنید. البته این گونه رفتار کردن در ابتدای کار بسیار سخت است و حتی باعث بالا گرفتن لجبازی کودکان هم می شود. اما پس از گذشت مدتی با مشاهده ی بی توجهی و عدم جلب توجه مثبت یا منفی شما، کودک دست از لجبازی برخواهد داشت.
پاداش برای رفتارهای خوب: بدین منظور کافی است که هنگامی که هرگونه رفتار شایسته ای از کودک خود می بیند، شخص کودک را مورد تشویق قرار دهید. در اندک فرصت هایی که کودک شما خواسته ی خود را به صورت معقول و بدون لجبازی بیان می کند به سرعت، او و شخصیت اش را مورد تشویق و توجه مثبت قرار دهید. بدین ترتیب او می آموزد که بدون لجبازی و کج خلقی مسیری هموارتر برای رسیدن به تمایلاتش خواهد داشت.
جریمه برای رفتارهای بد: در این جا می توانید هنگامی که رفتار بدی از فرزندتان سر می زند، جریمه ای برای او در نظر بگیرید. دقت داشته باشید که هنگام وضع چنین جریمه ای، به هیچ وجه عصبی یا خشمگین نشده و در کمال آرامش برای
او توضیح دهید که به چه دلیل تنبیه می شود و دقیقا چه جریمه ای در انتظار اوست. هنگام وضع جریمه ها فکر تنبیه بدنی را از ذهن خود دور سازید. به هیچ وجه کودکان را با جریمه های ترسناک نظیر تاریکی و تنهایی تهدید نکنید. بلکه به عنوان مثال حق تماشای تلویزیون را از او بگیرید. دقت کنید که جریمه ای که در نظر می گیرد قابل اجرا باشد و در سخن و عمل شما مغایرتی وجود نداشته باشد. در ضمن در مورد رفتارهای بد برخلاف رفتارهای خوب، خود عمل ناپسند را خطاب قرار داده و به شخصیت فرزند خود حمله نکنید. یعنی بگویید رفتار بد او را دوست ندارید به جای این که بگویید خود کودک را دوست ندارید.
تعیین حد و مرز برای کودک: بدین منظور ابتدا کنترل گری روی رفتارهای کودک را کنار بگذارید و قید و بندهای سخت گیرانه را حذف کنید. اما به او بفهمانید که باید در چارچوب مشخصی رفتار کرده و در صورتی که از این چارچوب فراتر رود، به هیچ وجه توجهی را جلب نخواهد نمود.
قاطع اما مهربان باشید: بهتر است این موضوع در ذهن خود به عنوان پدر یا مادر بپذیرید که قاطعیت و مهربانی با هم هیچ منافاتی ندارند. لذا اگر شما والدی قاطع باشید، به هیچ وجه در مهر پدری یا مادری شما، خدشه ای ایجاد نمی شود. بدین ترتیب کودک متوجه خواهد شد که باید سطحی از توقعات والدین را برآورده سازد و در غیر این صورت والدین از او ناراحت خواهند شد.
لذا در همین راستا سعی کنید تا گفتار و رفتار شما یکدیگر را تایید کنند. به عنوان مثال اگر به عنوان جریمه موضوعی را تعیین می کنید و به زبان می آورید به طور قطع آن را اجرا هم بنمایید و اگر قادر به انجام آن نیستید، به هیچ وجه در باب انجام آن جملاتی را به زبان نیاورید.
آموزش عملی: بسیاری از والدین به دنبال تکنیک های زیادی برای حل مشکلات کودک خود مانند بحث لجبازی کودکان می باشند، تا کودکی ایده آل تربیت کنند. حال آن که برای داشتن یک کودک ایده آل بهتر است والدین از خود شروع کرده و خود را به فردی ایده آل تبدیل کنند. سپس به صورت خودکار و عملی، کودک آن ها نیز رفتارهای درست را یاد گرفته و رفتارهای غلط را کنار می گذارد.
پاسخ صحیح به خواسته های منطقی کودک: به منظور کاهش لجبازی کودکان توصیه می شود تا به خواسته های منطقی او پاسخ های مناسبی داده شود تا از نق زدن و لجبازی های خسته کننده ی آن ها کاسته شود. این پاسخ مناسب باید از سرعت و کیفیت کافی برخوردار باشد. به طوری که نیاز او را به جلب توجه ارضا نماید.
صحبت با کودک: به شما والدین عزیز توصیه می کنیم تا زمان کافی برای صحبت با کودک خود اختصاص دهید و به حرف های او با تمرکز گوش فرا دهید. همین امر سبب می شود تا کودک به حد کافی توجه مثبت از شما دریافت کرده و دیگر نیازی به لجبازی و جلب توجه منفی نداشته باشد. در ضمن ممکن است موضوعی سبب آزرده خاطر شدن او شده باشد که شما بی اطلاع هستید. به عنوان مثال شاید علت لجبازی کودکان بر سر رفتن به مدرسه، آزار و اذیت هایی است که توسط دوستان یا معلمان در حق کودک انجام می شود.
همکاری با کودک: این مورد برای زمانی است که کودکان برای انجام کاری شروع به نق زدن می کنند. لذا شما می توانید با آن ها همراه شده و کمی به کودکان کمک کنید. همکاری شما با کودکان تاثیر مطلوبی بر کاهش لجبازی آن ها خواهد داشت.
دادن حق انتخاب به کودک از طریق ارائه ی چند گزینه: کودکان نیاز دارند تا حق استقلال طلبی آن ها ارضا شود. به همین دلیل بهتر است در یک چارچوب معین به آن ها چند گزینه ارائه دهید. مثلا مقاومت کودکان در برابر پوشیدن لباس گرم در فصول سرد سال بسیار شایع است. اما نپوشیدن آن ها نیز امکان پذیر نیست.
بنابراین می توانید به منظور جلوگیری از ایجاد تنش و بروز لجبازی کودکان، چند گزینه از لباس های گرم را به او معرفی کنید تا خودش از بین آن ها انتخاب کند. مثلا به او بگویید که دوست دارد تا کاپشن زرد خود را همراه با چکمه های توسی بپوشد یا پلیور سرمه ای همراه کتونی های زرشکی را انتخاب می کند. بدین ترتیب هم کودک حس استقلال می کند و در راستای کسب آن دست به دامن لجبازی نمی شود و هم هدف شما تامین شده و لباس گرم بر تن کودک دلبندتان می نشیند.
از مصالحه به جای اجبار استفاده کنید: بهتر است مشکلات خود و کودکتان را از طریق مصالحه حل کنید و از هر گونه اجبار و زور خودداری نمایید. مثلا زمانی که کودک شما به جای رفتن به تختخواب تماشای تلویزیون را ترجیح می دهد، نباید دست او را گرفته و به زور به سمت اتاق خواب ببرید. بهتر است در این گونه موارد به او بگویید تا یک ربع دیگر برای تماشای تلویزیون وقت دارد و بعد از آن باید به رخت خواب برود. برای بچه های کوچکتر می توانید از جایگاه عقربه های ساعت استفاده کنید.
چگونه با کودک پرخاشگر و لجباز رفتار کنیم؟
نگویید همه چیز را پرت نکن
زمانی که کودک اسباب بازی هایش را پرت میکند میتوانید به جای گفتن این جمله به او بگویم زمانی که تو اسباب بازی هایت را پرت می کنی من فکر می کنم که دوست نداری با آنها بازی کنی و به این طریق به شیوه ای غیر مستقیم با کودک ارتباط گرفتهایم . در این تکنیک نه تنها مسیرهای گفت و باز می گذاریم بلکه الگوی می شویم برای اینکه کودک خودش را در موقعیت پیش آمده تصور کند و کودک این فرصت را پیدا میکنند تا حادثه را مجدد از نگاه خودش و زوایای دیگری بازبینی کند.
به کودکمان نگویم بچه خوب این کار را انجام نمی دهد
هم بچه های خوب و حتی بزرگترها هم گاهی عصبانی می شوند و این امری طبیعی است . فرزندان ما هر چقدر هم که بزرگ تر شوند مشکلات بزرگتری در انتظار آنهاست و احساسات شدیدتری را هم تجربه می کنند. اگر به آنها بگوییم بچه خوب عصبانی نمی شود خسته نمیشود ناراحت نمیشود دروغی بزرگ است و این موضوع باعث میشود بچه ها احساساتشان را سرکوب کنند و مانع جریانات احساساتشان به شیوه ای سالم شوند.
نگوییم جرات نداری بزنی
بگوییم اشکال ندارد که عصبانی شویم اما به تو اجازه نمی دهم در این موقعیت به کسی آسیب بزنی ما باید امنیت همدیگر را حفظ کنیم. این عمل این پیام را به کودک می رساند که عصبانی شدن ایرادی ندارد اما واکنش فیزیکی ممنوع است.
نگوییم عصبانی نشو
طبق تحقیقاتی که به عمل آمده نشان می دهد زمانی که جسم آسیب می بیند و درد دارد با فریاد زدن می تواند در رساندن پیام درد به مغز اختلال ایجاد کند یعنی در نهایت درد ما کمتر شود. نگویید عصبانی نشو به جای این جمله بگویید من هم گاهی عصبانی می شوم و به تو حق میدهم که عصبانی شوی ولی بیا به جای فریاد زدن شعار جنگی مان را بگوییم تا خشم مهار شود و به شیوه ای بازی گونه یک شعار جنگی را با فرزندتان انتخاب کنید و بگویید در زمان عصبانیت از این کلمات استفاده کنیم به عنوان مثال کلمه آزادی.
نگوییم تو خیلی سرسخت و بد قلق شده ای بگوییم این موضوع را با هم دیگه حلش میکنیم هرچقدر که سخت و ناخوشایند باشد. در این شرایط کودک متوجه میشود ما در کنار او هستیم و نه در مقابل او.
از گفتن جمله ی تو باید بری و در اتاق تنها باشی پرهیز کنیم
به جای این جمله بگوییم بیا مدتی از هم دور باشیم تا آرام شویم و بعد با همدیگر صحبت کنیم. این عبارت نشان می دهد که بعد از مدتی تنها بودن با هم بودن را در بردارد و دوباره ارتباط برقرار می شود و کودک از تنهایی نمی ترسد.
نگوییم همین حالا برو دندانهایش را مسواک بزن با جملات دستوری با کودک صحبت نکنیم
این کار لجبازی او را تحریک میکند به جای این جمله بگویید میخواهید اول دندان های عروسک ات را مسواک بزنیم یا دندانهای خودت را ؟ برای کودکان نوپا و کوچک کج خلقی و بهانه گیری شیوهای برای کنترل کردن محیط شان است شما با گفتن این عبارت به او حق انتخاب می دهید و در نتیجه احساس میکند تا حدودی کنترل دست اوست و آن است که انتخاب می کند.
نگوییم ما داریم می رویم اگر نیایی تنها میمانی
بگوییم لازم است چه کاری انجام دهید تا برای بیرون رفتن آماده شویم با این عبارات به بچه اجازه می دهیم روند تغییر و گذار را در زندگی اش تجربه کنم و به حق به او فرصت بدهد تا بیندیش از جنگ و جدال دور بمانید.
نگوییم اتاقت فاجعه است و باید جمعش کنی
به جای این عبارت از او بپرسیم به نظرت چطور است که همین الان با هم قسمت کوچکی از اتاقن را تمیز کنیم؟ این کار باعث می شود تمرکز بر روی یک مسئله ساده تر و کوچکتر انجام شود و با یک شروع ساده به هدف بزرگتر مان برسیم و یک کار سخت و نامطلوب را راحت انجام بدیم این عبارت مثل یک نیرو و انگیزه واسه ادامه کار می ماند.
نگویم شامت را بخور و گرنه گرسنه میمانی
جای مقابله و دعوا کردن کودکانمان در این موقعیت از او نظر بخواهیم برای مثال بگویم به نظر چه کار میتوانیم بکنیم تا این غذا خوشمزه تر شود ؟ این عبارت مسئولیت را به دوش فرزندتان می گذارد
نگوییم انقدر شکایت نکن
به جای این عبارات از عبارتهای مثبتتری استفاده کنیم. برای مثال آیا برای این کار راه حلی داری؟ این عبارات مسئولیت را به فرزندتان محول میکند. برای مثال زمانی که فرزندتان از مدرسه دوستان خواهر برادر غذا و یا هر موضوع دیگری که شکایت کرد بلافاصله از او بخواهید فکر کند تا چه کاری انجام بدهیم که این مشکل حل شود و راهحلی برای موضوع ارائه کنند . به او بگویید راه حلی که به ذهنش میرسد بگوید فرقی نمیکند که چه باشد و با هم دیگه با گفت و گو به دنبال یک راه حل خوب برای حل این مشکل می گردیم.
نگوییم انقدر ناله نکن نکن و غرغر نکن
زمانی که کودک در حال غرغر و ناله کردن است بگوییم یک بار دیگر صحبت است را با صدای خودت گوش کن و صحبت را تکرار کن زمانهایی هست که بچه ها متوجه نمی شوند که آه و ناله میکند وقتی از آنها بخواهید حرفشان را مجدد با صدای خودشان بگویند به طرز بیان آنها اهمیت نشان داده ایم.
تعریف پرخاشگری کودکان چیست؟
پرخاشگری رفتاری است که به دیگران آسیب میرساند یا بالقوه میتواند آسیب برساند.
پرخاشگری کودکان ممکن است بدنی باشد (زدن، لگد زدن، گاز زدن) یا لفظی (فریاد زدن،رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران.
پرخاشگری کودکان خود به دو نوع وسیله ای و خصمانه طبقه بندی می شود. بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیلهای» است. این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی میقاپند، یکدیگر را هل میدهند تا به اسباب بازی که میخواهند بازی کنند، دست یابند. پرخاشگری خصمانه به ندرت اتفاق میافتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.
پرخاشگری کودکان چگونه ظاهر می شود؟
تحریک پذیری و بی قراری شدید در کودکان بالای هفت ماه معمولاً تا یک یا دو سال اول زندگی ادامه می یابد. کودکانی که به شدت تحریک پذیرند، کمتر احتمال دارد در دو سالگی اجتماعی باشند؛ زیرا چنین بچه هایی کمتر از بچه های دیگر لبخند می زنند یا می خندند.
پرخاشگری کودکان دو تا شش ساله زمانی اتفاق می افتد که اطرافیان از جمله والدین با خواسته های کودک مخالفت نمایند. این نوع رفتار در کودکان تا سن ۶ سالگی طبیعی است اما بعد از ۶ سالگی، کودک از نظر روند تکاملی به مرحله ای می رسد که می تواند تکانه های خود برای زدن، گازگرفتن و لگدزدن را کنترل و از انجام آن جلوگیری کند. پس یک کودک احتمالا در سنین ۲ تا ۶ سالگی نمی تواند خود را کنترل کند. برای حل این مشکل بهتر است ابتدا بدانیم چرا کودک دیگران را می زند و این زدن به چه معانی می تواند باشد.
مهمترین علت پرخاشگری کودکان چیست؟
پرخاشگری کودکان در واقع تجلی درد و ناکامی کودک بدلیل ناتوانی او در کنترل جهان اطراف است. اتفاقی رخ می دهد که کودک عزیزتان را آزار می دهد. کودک احساسات سرشاری دارد، اما وسیله کافی برای ابراز ناامیدی خود به طرز مناسبی را ندارد. این امر او را بیش از پیش ناامید کرده و از عصبانیت منفجر می کند. در نهایت او با تنها وسیله ای که در اختیار دارد به شما حمله می کند یعنی با کتک زدن.
کودکان در سن دو سالگی خواسته ها و آرزوهای بسیار قوی دارند، اما مهارت لازم برای انتقال این خواسته ها به دیگران را ندارند و چون مهارت های زبانی و کلامی برای بیان خویش ندارند، با وسایل دیگری این کار را انجام می دهند: با قهر، قشقرق به پاکردن و زدن دیگران.
والدین نقش مهمی در پرخاشگری کودکان دارند. والدین کودکان پرخاشگر، یا خود پرخاشگرند و یا رفتاری مناسب با کودکان خود ندارند و در آنان خشم و ناکامی ایجاد می کنند و به این ترتیب کودکان خود را پرخاشگر بار می آورند. والدینی که با کودک، پرخاشگرانه صحبت می کنند و کتک، توهین و سرزنش در رتبه اول زندگی آن ها قرار دارد، چگونه می توانند انتظار داشته باشند که کودکانشان آرام و صبور باشند.
امروزه نقش رسانه های همگانی در میزان پرخاشگری کودکان بر کسی پوشیده نیست. تحقیقات مختلفی که در رابطه با یادگیری پرخاشگری از طریق تلویزیون انجام گرفته، نشان می دهد که هر چه کودکان فیلم های خشن تری را تماشا کنند، خشونت بیشتری نسبت به دیگران نشان خواهند داد. کودکانی که نسبت به سایرین پرخاشگرند، به فیلم های خشونت آمیز بیشتر از کودکان غیر پرخاشگر علاقمند هستند و این علاقه آنان را پرخاشگرتر از گذشته می کند.
کودکی که اغلب مورد غفلت واقع می شود ممکن است پس از مدتی کشف کند که اگر جنگ و دعوا راه بیندازد و دیگران را بزند، در مرکز توجه دیگران قرار می گیرد.
گاهی کودکان در مدرسه مورد خشونت قرار می گیرند؛ و این امر باعث می شود که خود آنها نیز عامل خشونت شوند.عواملی که به خشونت در مدرسه می انجامند، عبارتند از:
• وقتی کودکی توسط دانش آموزان دیگر مورد تمسخر قرار گیرد.
• وقتی کودکی توسط دانش آموزان دیگر کتک بخورد و قادر به دفاع از خود نباشد.
• وقتی کودکی همیشه از مشاجرات فرار می کند و حتی در مواقعی به گریه متوسل می شود.
• وقتی کودکی مرتب اشیا، وسایل و پول خود را گم می کند.
• وقتی کودک از لحاظ ظاهری (پارگی لباس و یا نامناسب بودن آن) مورد تمسخر قرار می گیرد.
• خجالتی بودن و سکوت مکرر در کلاس.
• افت تحصیلی، افسردگی و ناراحت بودن.
والدین در برخورد با پرخاشگری کودکان چه باید بکنند؟
والدین میتوانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راههای مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند. شما می توانید به کودکتان کمک کنید تا راه دیگری غیر از زدن برای بیان ناامیدی اش بیابد. شاید بتوانید با ارائه چیزی مناسب کتک خوردن(بالش یا کیسه بکس) میل او به زدن را تغییر دهید. این کار وقتی موثر است که کودک شما بزرگتر باشد. بعد از پایان بحران یعنی زمانی که کودکتان آرام و منطقی شده، می توانید دوباره واقعه را مرور کنید و راجع به آن صحبت کنید.
برای کودک لازم و مفید است بیاموزد و بتواند از کلماتی برای بیان احساسات منفی اش استفاده کند. به کودک یاد بدهید که در زمان مناسب بگوید:”الان دارم از عصبانیت آتش می گیرم” وقتی کودک بتواند احساسات خود را مستقیما و مانند افراد بالغ بیان کند، کتک زدن به تدریج متوقف می شود.
کودک می زند چون نمی تواند احساسات خود را به شما منتقل کند. وقتی شما بر احساسات کودکتان واقف باشید و آن را تصدیق کنید، دیگر دلیلی برای کتک زدن وجود ندارد.
مثلا وقتی به کودک عزیزتان می گویید:”حتما از اینکه به تو اجازه نداده ام این کار را بکنی خیلی ناراحت هستی” با این جمله شما به او نشان داده اید که احساس او را می فهمید و به او حق می دهید که احساس عصبانیت کند و این طبیعی است.آنچه شما بدین وسیله به او می آموزید، این است که به روشی غیر از کتک زدن، عصبانیت خود را ابراز کند.
حتی اگر کودکتان به اندازه کافی بزرگ نشده باشد، لازم است بداند که رفتار پرخاشگرانه، اشتباه است. کودکان خود به خود نمی دانند چه کاری اشتباه است و این را باید به آنان آموزش داد.
وقتی کودک سعی می کند شما را بزند، محکم دستانش را بگیرید، در چشمان او خیره شوید و محکم (اما بدون عصبانیت) بگویید:”شما اجازه نداری مامان را بزنی.”
یک روز کامل کودک خود را تحت نظر بگیرید. آیا در زمان خاصی از روز رفتار پرخاشگرانه او تشدید می شود؟
اگر کودک شما قبل از شما یا بعد از مدرسه، کنترل خود را از دست می دهد ممکن است به دلیل گرسنگی باشد. میان وعده های مناسب مثل آجیل، سبزیجات و میوه ها می توانند جلوی این مشکل را بگیرند.
نباید به کودک اجازه داد فیلم های پرخاشگرانه و سرشار از خشونت را در تلویزیون یا سینما و حتی کتاب ها ببیند. همچنین باید جلوی استفاده از بازی های خشن ویدئویی و کامپیوتری را گرفت.
اگر پرخاشگری در اثر ناکامی به وجود آمده باشد، بایستی کودک ناکام را در رسیدن به اهداف مطلوب و دوست داشتنی کمک کنیم. در مواردی که علت پرخاشگری اضطراب است، باید از نگرانی درونی و اضطراب کودک مطلع شویم. ورزش کردن برای این کودکان مؤثر است و باعث تخلیه هیجانی می شود. در پاره ای از موارد، کودک افسرده پرخاشگری شدیدی از خود نشان می دهد. در این میان لازم است به این نکته پی ببریم که او چه چیز دوست داشتنی را از دست داده و چگونه می شود مورد از دست رفته را برای او جبران کنیم.
هنگامی که کودک قربانی خشونت در مدرسه شده است، بایستی با مسئولان مدرسه صحبت کنیم و لازم است که ایشان طبق قانون و مقررات خاص با کودکان خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی را که قربانی خشونت شده اند براساس رفتارهای خوبشان مورد تشویق و تأیید قرار دهند.
